- براي شادي روح قهرمان قهرمانان روح الله داداشي عزيز اگه دوست داشتي يك فاتحه بخوني
زندگی کردن بزرگترین اشتباهی هست که هر کسی ناخواسته مجبوره انجام بده . بدترین فریب عاشق شدنه چون خودت رو به چیزی متعلق میکنی که یه روزی از دستت میره .
چــِــقــَـدر بـــــآیــَـد بــُــگـــَـذَرَد ؟؟؟ تـــــآ مــَـنــــ دَر مـــُـــرورِ خــــآطــِــرآتــَـــمـــ وَقـــــتــیـــــ اَز کــِــنــارِ تــُــو رَد مــــیـــ شـــَــوَمــــ . تــَــنــَـمــــ نــَـــلــَـــرزَد … بــــُـــغـــضــَــمــــ نــَــگـــــیــرَد …
چــه زیبــاست وقتـی میفهمـی کسـی زیــر ایـن گنــبد کبــود
انتظــارت را میـکشـــــد چــه شیرین اســـــت
طعــم پیامکی کــه میگـــوید :
" کجایـی نگران شدم "
به پاکی چشمانت قسم دوستت دارم.
به خدا خیلی دوستت دارم .
تو همه وجود من ، زندگی ام و تمام هستی منی آری تو دنیای منی.
با تو این زندگی برایم زیباست و لحظه های با تو بودن برایم شیرین است.
با تو می توانم با افتخار به قله خوشبختی برسم و نام مقدس تو را فریاد بزنم.
تو همان خوشبختی منی ، همانی که برای رسیدن به آن از همه چیز و همه کس خواهم گذشت.
تنها تو را می بینم ، لحظات با تو بودن را و یک زندگی شیرین و آخر سر نیز رویاهای عاشقانه ام با تو.
با تو همانی خواهم شد که تو میخواهی ، همان عاشقی که برای همیشه با تو وفادار می ماند.
بگذار به آنهایی که این دل بی گناهم ر ا شکستند ثابت کنم عشق واقعی به چه معناست.
این قلب شکسته ام ، قلبی که توسط آنان که ادعای عاشقی می کردند شکسته شده است را با اطمینان برای همیشه به تو تقدیم می کنم و دلم میخواهد تا آخرین لحظه نفسهایت آن را با محبت و عشقت نزد خود حفظ کنی.
با تو می مانم ، عاشقتر از همیشه ، با تو هستم ، خواهم ماند ، مثل یک مجنون تا ابد و برای همیشه.
به پاکی آن قلب مهربانت قسم دوستت دارم.
به خدای آسمانها و زمین خیلی دوستت دارم.
تو همانی که من میخواستم ، تو همان عشق واقعی هستی که سالها در جستجوی او بوده ام.
اینک که تو را به سختی به دست آورده ام به آسانی نیز از دست نخواهم داد.
با تو معنای عشق را فهمیدم ، و فهمیدم که چگونه باید عاشق ماند.
آری همین است رسم عاشق بودن.
با قلبی پاک و احساسی پر از محبت و عشق ، با صداقت ، یکرنگی و یکدلی با آنکه دوستش داری و همه زندگی ات هست تا آخرین نفس ، تا لحظه مرگ بمانی و عاشقتر از همیشه نیز دوستش بداری، این رسم عاشقی است که تو به من و آنان که قلبم را شکستند آموختی.
پس ای عشق من با یکدلی ، یکرنگی ، صداقت ، با قلبی پاک عاشقانه تر از همیشه با تو می مانم و باور کن که خیلی دوستت دارم.
تقدیم به تنها صدف دریای دلم که به بیکرانگی اقیانوس عشق دلتنگشم
عشق سرمایه هر انسان است. بنویسید به دیوار سکوت: یعنی میشه دوباره...... یعنی می شه دوباره دستشو من بگیرم اگه منو پس نزد برای اون بمیرم یعنی می شه دوباره عشق قدیمیش باشم به یاد اون بخوابم به یاد اون بیدار شم یعنی می شه دوباره دست تو دستش بزارم وقتی می ره راه دور از عشق اون ببارم یعـــنی می شــه دوباره تنــــهایمو پر کنه به یاد من شبا رو تا خود صبح سر کنه ای کاش می شد....
«عشق سرمایه ی هر انسان است»
بنشانید به لب حرف قشنگ ...
حرف بد وسوسه ی شیطان است ...
و بدانید که فردا دیر است ،،،
و اگر غصه بیاید امروز
تا همیشه دلتان درگیر است ...
پس بسازید رهی را
که کنون تا به ابد سوی صداقت برود ...
و بکارید به هر خانه گلی ،،،
چارلی چاپلین می گوید : پس از سالها فقر به ثروت رسیدم و در کهنسالی اموختم با پول می شود خانه خرید ولی اشیانه نه تختخواب خرید ولی خواب نه ساعت خرید ولی زمان نه مقام خرید ولی احترام نه کتاب میشه خرید ولی دانش نه دارو میشه خرید ولی سلامتی نه ادم خرید ولی دل نه افسوس دیر فهمیدیم
من غرورم را به راحتی بدست نیاوردم
که هر وقت دلت خواست خردش کنی…!!!
غرور من اگر بشکند…
با تیکه هایش شاهرگ زندگی تو را نیز خواهد زد…
من شیفته ی
آن بوسه ی هول هولکی ام که دیرت شده اما از خیرش نمیگذری...!! آن لحظه که فکرش را نمیکنی کسی در دور دستها خاطره خوبیهایت را ورق میزند!
هـیـس ...!
هـیچی نگو ...! صدای تو را باد هم نباید بشنود تمام وجود تو مال من است ...؟ مردم میگویند حسودم ... تو میگویی دیوانه اما من عاشـقم !! عشق... ، حسادت... ، دیوانگی.. تو فقط بخند تا ببینی چطور برایت جان میدهم
اغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو آرامش یافته ام
كه هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست
آغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو امنیت را احساس كرده ام
كه در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست
آغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس كرده ام
كه در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست
پس امانم بده
كه تا ابد در دل این زیبایی
آرامش یابم
گاهی آنقدر تنهایم...
که دوست دارم ببینمت...حتی با دیگری... گـــاهـی از فـکــر کـــردن به تــــو فــــرار مـی کنــم مثــل رد کردن آهنـگی که خـیـلـی دوسـتــش دارم ...
خواهش ميكنم اين داستان كه واقعي بخونيد........
یک روز پسری با دختری آشنا میشه که از هر لحاظ دختر به پسربرتری داشت ولی چندین سال از پسر بزرگتر بود .دختر اونو بعنوان یه دوست خوب انتخاب میکنه و بعد از مدتی پسر عاشق دخترمیشه ولی هیچ وقت جرات نکرد که به اون ابراز احساسات کنه و بهش حقیقت رو بگه . یه روز دختر از دوست پسرش می پرسه که عشق واقعی رو برام معنی کن و پسرخوشحال میشه و فکر میکنه که دختر هم به اون علاقه مند شده و براش حدود نیم ساعت توضیح میده دختر به دوستش میگه : من دنبال یه عشق پاک می گردم یه عشق واقعی کمکم میکنی پیداش کنم ، تا بحال هر چی دنبالش گشتم سراب دیدم و همه عشقها دروغ و واهی بود ، پسر بهش قول میده تو این راه کمکش کنه . هر روز محبت و عشق پسر به دختر بیشتر میشد ولی دختر بی اعتنا می گذشت و هر چی دختر می گفت پسر چند برابرش رو اجرا می کرد تا دختر متوجه عشق اون بشه . تا اینکه یه روز که با هم زیر بارون تو خیابون قدم میزدند دختر به پسر میگه : میدونی عشق واقعی وجود نداره ؟ پسر می پرسه چطور و دختر میگه : عشق واقعی اونه که واسه معشوقش جونش رو هم بده و پسر گفت : ببین ، به اطرافت با دقت نگاه کن ، مطمئن باش پیداش میکنی و باید اول قلبت رو مثل آینه کنی . دختر خندید و گفت : ای بابا این حرفا برا تو قصه هاست واقعیت نداره . بعد دختر خواست که با هم به رستوران برن و چیزی بخورن پسر قبول کرد ودر حالیکه از خیابون عبور می کردند یه ماشین با سرعت تمام به اونها نزدیک شد * انگار ترمزش برید و نمی تونست بایسته و پسر که این صحنه رو میبینه دختر رو به اونطرف هول میده و خودش با ماشین برخورد میکنه و نقش زمین میشه دختر برمیگرده و سر پسر روکه غرق خون بود تو دستاش میگیره و بی اختیار فریاد میکشه عشقم مرد ... آره اون تازه متوجه شده بود که اون پسر قربانی عشق دختر شده ولی حیف که دیگه دیر شده بود دختر بعد این اتفاق دیگه هیچ وقت دنبال عشق نرفت و سالهای سال بر لبانش لبخند واقعی نقش نبست ... چیزی واسه گفتن ندارم ... ولی کاش همه عشقا واقعــــــــــــــــــــــی بود ... کــــــــــــــــــــــاش ...
❤بعضی وقتا چیزے مےنِویسے❤ ❤ فقط براے یه نفر . . . . . ❤ ❤اما دلت مــــے گیـرد ❤ ❤وقتی یادت می افتَد ❤ ❤که ...❤ ❤هر کسی ممکن است بخوانَد ❤ ❤جـز❤ ❤آن❤ ❤ یک❤ ❤ نفر . . .❤
گاهی باید دستاشو بگیری تو دستت
و فقط یه جمله بهش بگی:
"من واسه یه لحظه بیشتر با تو بودن حاضرم همه دنیا رو بدم"
ϰ-†нêmê§ |